تاتارستان یکی از جمهوریهای بسیار پیشرفته صنعتی روسیه فدراتیو بوده که صنایه مهم ان عبارتند از : صناع ماشین سازی - هلیکوپتر سازی- اهن گدازی و ..از نظر پوشش گیاهی نیز پوشیده از جنگلهای انبوه و مراتع و اراضی کشاورزی می باشد و دارای منابع و ذخائیر مهم نفت و گاز - اهن و زغال سنگ و دیگر منابع معدنی می باشد و رود بزرگ ولگا نیز از سرزمین تاتارستان گذشته و پس از طی مسیر به دریای خزر می ریزد این جمهوری داخل روسیه واقع شده و همسایه ان نیز جمهوری ترک زبان باشقورتستان می باشد.
از نظر تاریخی نیز بطور خلاصه می توان گفت که این سرزمین در قرن شانزدهم میلادی توسط ایوان مخوف به اشغال روسیه درامده و این اشغال تا کنون نیز ادامه دارد و قبل از اشغال نیز خان نشین غازان به همراه دیگر مناطق تشکیل دهنده امپراطوری اردوی زرین یا التین اردو بودند. ترکیب قومی این جمهوری نیز متشکل از تاتار- روس و باشقیر بوده و علاوه بر ان ملل دیگری نیز از ققفاز در ان جمهوری ساکن می باشند. اگر تصور شود که تاتارها تنها در جمهوری تاتارستان زندگی می کنند اشتباه خواهد بود و این ملت علاوه بر این جمهوری در پهنه وسیعی از سیبری در شرق گرفته تا غرب روسیه زندگی می کنند و در گذشته سرزمین بزرگی در کنترل و سلطه این ملت بود اما با سیاستهای حساب شده روسیه ابتدا سرزمین بزرگ تاتار تنها محدود به منطقه کوچک تاتارستان گردید و در ادامه نیز جمهوری باشقوردستان از ان جدا گردیده و جمهوری جداگانه ای را تشکیل داد که ان نیز در ادامه سیاست تفرقه افکنانه روسیه در تضعیف و تجزیه ملل تورک بود.
ملت تاتار در طی ۵ قرن سلطه روسها تا حدودی هویت خویش را از دست داده و تعداد بسیاری از انها در پی فشارهای دولتهای تزار حاکم بر روسیه از اسلام به مسیحیت گرویدند و حتی تعداد بسیاری نیز زبان خویش را از دست داده و در بین روسها اسمیله گردیدند! اما پس از گذشت ۵ قرن از تصرف سرزمین تاتارها این ملت در حال بازگشت به اصل خود می باشند و اسلام و فرهنگ تورکی در حال گسترش هرچه بیشتر در بین این ملت می باشد به طوری که با توجه به تبلیغات بی وقفه روسیه در نشان دادن ترکهای تاتار به عنوان ملتی جدا از خانواده بزرگ تورک این ملت خود را هرچه بیشتر تورک دانسته و بر حفظ و گسترش ان تاکید ورزیده و کار را تا انجا به پیش برده اند که برخلاف قانون اساسی روسیه که در ان ملل ساکن در ان کشور حق استفاده از الفبائی به جزء کریل روسیه را برای خط نوشتاری خود ندارند این جمهوری در ادامه انتگراسیون با دیگر ملل تورک اقدام به تعویض خط کریل به لاتین برای نوشتاری زبان تورکی تاتاری نموده و نیز نسبت به تصفیه زبان تورکی تاتار و جایگزینی لغات تورکی با کلمات بیگانه نیز اقداماتی را نیز به انجام رسانده هست! که نارضایتی روسیه و ملیگرایان روس را سبب گردیده هست اما به دلیل سیاستهای مدبرانه رئیس جمهوری سابق تاتارستان اقای شامیف روسیه و دستگاههای ملیگرایانه نتوانستند اقدامی بر ضد سیاستهای تاتارستان بنمایند!
از سوی دیگر تاسیس و تشکیل دولت در تبعید تاتارستان در ایالات متحده امریکا در سال ۲۰۰۸ توسط یک تاتار تاجر و معروف مقیم امریکا و حمایت دول غربی با ان نیز موجب چشم پوشی روسیه از اتخاذ سیاست فشار به ان جمهوری گردید از سوی دیگر این جمهوری و ملیگرایان ان خواهان استقلال و جدائی از کشور روسیه و تشکیل کشور تاتارستان مستقل شده اند و رئیس جمهوری این جمهوری را تحت فشار قرار دادهند اما دولت این کشور با توجه به تجربه چچنستان و منطقه قفقاز از اعلام استقلال تا کنون خودداری نموده هست و تنها در حال ایجاد بستر مناسب برای استقلال در اینده می باشد منجمله کارهائی که تا کنون توسط سیاست مداران این جمهوری انجام پذیرفته عبارتند از:
۱- تاسیس مرکز اسلامی و مساجد متعدد و باشکوه برای گسترش اسلام در بین ترکهای تاتار که عامل مهم و اساسی تشکیل دهنده هویت این ملت می باشد و بازگشت به ان می تواند باعث اتحاد و یکپارچگی ملت تاتار گردد.
۲- تبدیل مراکز اسلامی تاتارستان تقریبا به مرکز مسلمانان کل روسیه فدراتیو و تبلیغ دین اسلام در بین روسها و دیگر مناطق توسط این مراکز با علمای تاتار
3- روسی زدائی از این جمهوری و تاتارسازی و تبلیغ و گسترش فرهنگ تورکی و تاکید بر تورک بودن ملت تاتار و لزوم ایجاد پیوندهای با دیگر جمهوریهای تورک نشین و نیز کشورهای مستقل تورک زبان
4- ایجاد روابط مستقیم و بدون واسطه روسیه با کشورها و دول جهان به خصوص تورک زبان " منجمله امضای توافقات اقتصادی و فرهنگی در سالهای اخیر با کشورهای اذربایجان- ترکیه- قزاقستان...و تبادل استاد و دانشجو در کلیه زمینه ها با ان کشورها و تبادل اطلاعات فنی و روابط عمیق فرهنگی
5- تغییر خط از کریل به لاتین مانند دیگر کشورهای تورک زبان برای نزدیکی هرچه بیشتر به کشورهای مستقل تورک 6- تبدیل تاتارستان به مرکز تورکهای تاتار و دیگر تورکهای روسیه فدراتیو وتبلیغات تورکی برای بیداری و همبستگی تورکی در بین ملل مختلف تورک از جمله تاتار- باشقیر- قزاق- کومیک- بالکار-...و غیره
7- استفاده همزمان از کلمه تورک به همراه استفاده از کلمه تاتار برای بیان هویت ملی ملت تاتار مثلا تورک تاتار یا زبان تورکی تاتاری و غیره که اصطلاح تاتار با پسوند تورک هم زمان مورد استفاده قرار می گیرد و غیره..
8- تبلیغ این مسئله که سرزمین ملت تورک تاتار محدود به جمهوری تاتارستان نبوده بلکه سرزمین وسیعی را در بر می گیرد و لزوم همبستگی در بین کلیه سرزمینهای تاتار نشین
9- تلاش برای ایجاد زبان تورکی تاتاری به عنوان زبان و لهجه ای مشترک بین ملل مختلف تورک زبان روسیه فدراتیو . در اینجا نکته ای که باید متذکر شویم اینکه با گسترش زبان تورکی در جهان و نیز برای ممانعت از جدائی تاتارستان و دیگر جمهوریهای تورک زبان از جمهوری فدراتیو روسیه پیشنهادی در محافل دولتی مطرح گردیده هست تا زبان تورکی تاتاری نیز به عنوان زبان رسمی سراسری دولت روسیه به رسمیت شناخته شود و علاوه بر زبان روسی" زبان تورکی تاتاری نیز زبان ملی روسیه گردد که استقبال هم از ان تا حدودی در بین مردم شده هست
10- برگزاری اعیاد اسلامی و گرامی داشت مشاهیر و بزرگان تورک تاتار برای اگاهی دهی به نسل جوان از تاریخ گذشته پرافتخار امپراطوری های تورک و در نقطه مقابل کم رنگ کردن برگزاری مراسم و اعیادی که متعلق به ملت تورک تاتار نبوده و متعلق به ملل روس و مسیحی می باشد.
11 - ایجاد زمینه یادگیری زبان تورکی تاتاری برای ملل غیر تاتار ساکن در تاتارستان برای ایجاد همگرائی ملی......
در این میان با توجه به جمعیت تاتارها که بالغ بر ۷ الی ۸ میلیون نفر می باشد و تاثیر انها در دیگر ملل تورک و مسلمان روسیه فدراتیو و افزایش نرخ زاد و ولد در بین انها و کاهش نرخ رشد جمعیت در بین روسها و اسلاوها این امید را نوید می دهد که در سه تا چهار دهه اینده بیش از سی الی چهل درصد جمعیت روسیه را مسلمانان و تورک زبانها تشکیل خواهند داد که این امر موجب نگرانی ملیگرایان روس و نیز حاکمان روسیه گردیده هست و انها نگران تبدیل روسیه به کشوری تورک و مسلمان در دهه های اینده هستند
عکسهائی از پوشش اسلامی در بین مردم تاتارستان که نشان دهنده بازگشت ملت تورک تاتار با گذشته پر افتخار خود دارد.
"نمائی از شهر غازان مرکز تاتارستان"
متن زیر مصاحبه ای است که یکی از هفته نامه های اصفهان با یکی از شهروندان تبریز انجام داده.
* با تشکر از وقتی که در اختیار بنده گذاشتید. بعنوان اولین سؤال می خواستم خواهش کنم یک تعریف کلی از این جریانی که در این شهر حاکم است ارائه بفرمایید.
- با سئوال نامتعارفی شروع کردید، خوب، به نظر من جریان خاصی اینجا حاکم نیست.
* منظورم این تحرکات قومیت گرایانه چند سال اخیر بود.
- بحمدا.. در سایه نوشته روی اسکناسهای پنج هزار تومانی، نبوغ فارسها را خوانده و دیده بودم ولی شما مثل اینکه خودتان از ثریا آمده اید!
*(با خنده) چطور؟
- این شهر را که شما الآن قرار دارید . تبریز است ولی با آن طرز شروعی که کردید بهتر بود اینها را از تهران جویا می شدید.
* ولی این مسائل مال اینجاست بقول شما تبریز.
- اگر بعضی چیزها را چون دوست ندارید نمی خواهید ببینید ای خوبست، اما باید بدانید که در کل چیزی بنام قومیت گرایی وجود ندارد.
*خوب ممکن است شما مشخصاً در مورد ترکها صحبت کنید؟
- ترک یک اسم خاص است مربوط به ملتی که به لهجه های مختلف یک زبان صحبت می کنند. از جمله ترکی استانبولی، آذربایجانی، ترکمنی، قزاقی، قرقیزی، باشقری، تاتاری، چوواش و غیره .
* با این وصف واژه ترک بیشتر جنبه زبانی دارد نه نژادی.
- هیچکدام از اسمهای مربوط به اقوام و ملل جنبه نژادی ندارند. انسانها از هر قوم و قبیله در طول تاریخ با همدیگر در تماس و معاشرت بوده اند و چیزی بنام نژاد در وجه علمی فقط به سه گروه پوستی سفید، زرد و سیاه اطلاق می گردد.
* ولی در مورد نژاد آریایی و یا مثلاً یهودیی ها این درست نمی نماید.
-این مورد اولی محصول اواخر قرن نوزدهم میلادی (بعد از 1850) است. اشخاصی مثل آرتور گوبینو (سفیر فرانسه در ایران) با طرح توسل به چنین موضوعی در صدد توجیه نابرابریهای اجتماعی بر آمد که با بسط دادن آن به مفهوم نژاد در دهه های بعدی و انضمام غرائض استعماری و مقاصد امپریالیستی به کودتای رضاخان به کمک انگلیسی ها در ایران انجامید. هیتلر نیز که محصول طرز فکری مشابه بود برای همراه سازی ایران در جنگ قریب الوقوع جهانی با خود و یا حداقل انسداد مسیر استراتژیک ترانزیتی آن بروی متّفقین. در این میان به فارسها نیز نقش و جایگاهی قایل شد. رضا شاه با این که از داستان خوشش آمده بود با توجه به مدیون بودن سلطنتش به انگلیس. در جنگ، بیطرفی را برگزید ولی متفقین به این موضع رضاشاه وقعی نگذارده و ایران را از شمال و جنوب به اشتغال درآوردند. میدانید که ارتش پرطمطراق شاهنشاهی فقط چند روز توانست مقاومت کند. رفتار کج و مریزدار رضاشاه به مذاق اربابان خود خوش نیامده بود . او را به جزیره ای دور دست تبعید کردند تا حواس پسر خردسالش که بجای او نشانده بودند بیشتر جمع باشد.
* بالاخره آریا و آریا یی وجهه ای دارد.
-اگر امروز از سوی برخی محافل هنوز تغذیه می گردد پس وجهه دارد. مسأله این است که این وجهه در نتیجه تحقیقات دهه های اخیر از واقعیّت به دروغ سیر کرده و همانطور که اشاره کردم هیچ قوم و ملّتی وجهه نژاد مشخص و متمایزی نمیتواند داشته باشد مگر در مورد زبان و فرهنگ. جامعه امروز ما نیز با توجه با اینکه محدوده جغرافیایی آن در طول ادوار گذشته شاهد مصافگرایی بین ترکها، فارسها، اعراب و یونانیها و... بوده است محصول تأثیر تمامی اینها میباشد و این چیزی است که امروز به عینه مشهود است. در مورد نژاد یهود هم می توانم شما را به کتاب (قبیله سیزدهم ) و یا ( خزران) نوشته آرتورکستلر ارجاع دهم. تحقیقات جدیدتر روشنگری کافی در این موارد بدست میدهند.
* پس شما پدیده آریا را رد میکنید؟
- این چیزی است که هر کس می داند که مدتها پیش مردود شده و بار ارزشی ندارد . امروزه علم زبانشناسی و حتی نژاد شناسی واقعیتهای غیر قابل انکار و جدّی بحث می کند.
*شاید بهتر است بیشتر روی نقاط مشترک بین فارسها و ترکها صحبت شود.
- ترکها و فارسها بهمراه چند ملیّت کوچک دیگر در چهارچوب کشوری بنام ایران زندگی می کنند. این مسأله در عین حال که اساسی ترین نقطه مشترک را تشکیل میدهد جنبه الزامی ندارد. شیعه بودن هر دو ملّت دومین نقطه بالقوه مشترک است در ضمن ماها در طول سالیان دراز در تعامل با همدیگر قسمت عمده فرهنگ همدیگر را قبول کرده ایم.
*همین سه مورد هم یعنی وطن، دین و فرهنگ ارکان یک ملّت را تشکیل می دهند.
- بله، ولی نقاط ظریفی هست که در عین اشتراک موارد اختلاف نیز شمره می شوند.
*مگر نه اینکه همه مان ایرانی ، شیعه و ملزم به ارزشهای فرهنگی یکسان می باشیم.
-ببینید من میخواهم همین مسأله را برای شما باز کنم ولی شما اصرار دارید که بدون اینکه حقوقی برای ترکها قائل شوید دو ملّت را یکسان نشان دهید.
* ببخشید ولی منظور من تأکید روی نقاط مشترک است.
- بله میخواهید طرف مقابل اینگونه حسّ کند که با کلمات خوب بازی می کنید.
* احتمالاً من در تبیین منظور خود موفق نبودم.
و احتمالاً شما مواظب هستید بدون اینکه حتی مثلاً بگویید این نقاط مشترک در مورد ترکهای ایران و ترکیه ایها وجود ندارد و به کلمات آذربایجان، ترک و یا ترکیه تعیّن بدهید آرزوهایتان را القاء کنید!
* نه البته که اینطور نیست.
- من به شما میگویم که این واژه ها هیچگونه خطری برای کسی ندارد به شرطی که هر کس به داشته اش قانع باشد و با تلاش و کوشش برای بهتر بودن معتقد باشد. مثلاً در اروپا بر اساس تجربیات تاریخی یک جو ضد ترکی بوجود آمده است و این در معطل کردن ترکیه در پشت درهای اتحادیه اروپا به بهانه های واهی نمود پیدا میکند و یا در حمایت بیدریغ از اشغالگری و ادعاهای بی اساس ارمنستان در مقابل آذربایجان و ترکیه.
ولی واقعیت این است که این ملّتها بالاخره در جغرافیای مشترک و در همسایگی همدیگر زندگی کرده اند و از این به بعد نیز خواهد بود عقل اقتضا میکند که این همسایگان آینده روشنتری برای همزیستی نمایند.
*ما هم همین را میگوییم.
-ممکن است بپرسم چطور میگویید؟
* منظورم این است که ممکمن است در حالیکه در طلب حقوق خود هستیم، نیات به حق ما مورد سوء استفاده دشمنان قرار گیرد.
-ما هم میگوییم اگر برخی محافل معلوم الهویه از کینه توزی .اصرار در تداوم خیالبافی و تحقق آرزوهایشان به قیمت پایمال کردن حقوق دیگران و سفسطه بازی دست بردارند می شود در همین جغرافیا به خوشی و تفاهم و در کنار هم زندگی کرد.
* فکر میکنید خیالبافها اینقدر قدرتمندند؟
-ببینید پیشه وری با اینکه کاملاً شرایط استقلال کامل را داشت از چنین کاری خودداری ورزید. یا ستّارخان وقتی خبر مداخله روس را شنید پیگیری آرمانهایی که با تمام ایران را مد نظر قرار میداد به تعلیق درآورد. ولی عدهّ ای هستند که متأسفند از اینکه پرجمعیت ترین و خوش آب و هواترین و استراتژیک ترین مناطق داخل این مرزها به زبانهایی غیر از فارسی و مخصوصاً ترکی صحبت میکنند.
و خیلی دلشان میخواهد قبل از اینکه دیر شود این مناطق را حتی قسماً هم که شده فارس شده ببینند. واقعیت این است که یک ترک خوب در نظر قسمت مهمّی از فارس زبانان، ترکی است که فارسی را به صراحت صحبت کند، ترک بودنش را انکار کند و حداقل از این بابت که ترک است احساس شرم نماید و بیشتر مایل باشد که حداقل آذری بخوانندش. من تا حدودی میتوانم احساسی را که مثلاً یک دهاتی کرمان وقتی به تبریز و یا شهرهای دیگر غیر فارس و مخصوصاً ترکنشین می آید و تسلّط زبان خود را که به هر شکل تجلّی یافته میبیند بفهمم . با شرایطی که اکنون پیش آمده شاید اگر زلزله ای به تبریز بیاید خیلیها خیالشان تا مدّتی آسوده می شود.
* این طرز فکررا من قبول ندارم و از نظر تحکیم یکپارچگی نیز ممکن است غیر منصفانه بنظر برسد ولی در عین حال به تقویت نقاط مشترک می انجامد و باعث تحکیم روح واحد ملی میگردد ولی خوب اصل احترام به حقوق اقلیتها را کسی نمیتواند انکار کند.
- شما در همین چند جمله چندین اشتباه مرتکب شدید و اگر این را نوعی فراست میدانید باید بگویم که برایتان واقعاً متأسفم.
* من درست متوجه نشدم. اگر اشتباه مرا واضحتری بگویید ممنون هم می شوم.
-متأسفانه شما متوجه خیلی چیزها نیستید و اگر سؤال دیگری ندارید من بخدا می سپارمتان.
* شما از یک جایی در بحثتان به حاشیه رفتید. در آن قسمت که وطن، دین و فرهنگ را بعنوان نقاط مشترک قابل مطالعه بین فارسها و ترکها شمردید.
- ببینید چهار چوب جغرافیای سیاسی مشترک را با مفهوم وطن اشتباه نگیرید. وطن هر کس جایی است که در آنجا بدنیا می آید و یا روحاً و رواناً بدانجا تعلّق دارد. وطنرا نمیتوان تغییر داد ولی مرزها همواره در حال تغییر بوده است. یعنی هم کشور بودن جنبه الزام ندارد. شیعه بودن ترکها و فارسهای ساکن این مرز بوم یک نقطه مشترک بالقوّه است. این مذهب که در زمان شما اسماعیل صفوی در تبریز بصورت دین رسمی حکومت اعلام گردید بزودی در سراسر قلمرو صفویان از قفقاز تا کویر لوت نهادینه شد اکنون نیز علیرغم اختلافهایی که در تعابیر مختلف از شیعه گری هست این موضوع نمود دارد.
در مورد فرهنگ هم نکات ظریف و مهمی وجود دارد . اینجا را مناسب این بحث نمیبینم فقط همینطور عرض میکنم که اکثریت قاطع ایرانیها با اینکه خیلیشان مثلاً نسبت به حجاب زن حساّسند و یا ممکن است حتّی زبان مادری خود را نتوانند درست حرف بزنند ولی برنامه های تلویزیون ترکیه و مخصوصاً آذربایجان را باعلاقه و کنجکاوی و در برخی موارد با نوعی غبطه تماشا میکنند این روح تفاهم ملّی است.
*آخرین سؤال: با همه این احوال ما چطور میتوانیم آینده بهتری برای نسلهای بعدیمان مهیا کنیم؟
-اگر تاریخ خوانده باشید با همه تحریفهائی که ممکن است اعمال شده باشد میبینیم قسمت اعظم تاریخ ایران را حکومتهای ترک آنهم در چهارچوب امپراطوری های سلسله ای بزرگ تشکیل می دهند. در تمام ای مدتها زبانهای دیگر تحت قلمرو ترکان نه تنها نابود نشدند بلکه مخصوصاً در مورد فارسی تقویت و حمایت نیز گردیده اند. شما هم ببینید که حتی شاهنامه که فارسها اثر حماسی ملّی اش میخوانند به سفارش سطان ترک غزنوی به نظم کشیده شده و فردوسی که اینرا فرصتی برای ابزار عقده ملّی ملّت متبوعش یافته بود شخصیتی بنام رستم ساخته و خود را پشت آن مخفی کرد. چرندیاتی نوشت که با منطق هیچگونه همخوانی ندارد. با اینهمه حساسیتی در نزد ترکان ایجاد نکرد، چون فارسها قومی کوچک مثل سایر اقوام تحت قلمرو ایران بودند ولی این چیزی نیست که فارسها با ان ویژگیهای ملّی شان آنرا درک کنند و انتظار متقابل از ملّتهای که تجربه امپراطوری و روح آنرا ندارد بیجاست.
*ولی امپراطوریهای بسیار بزرگی چون هخامنشیان ، ساسانیان و غیره توسط ملّت پارس ایجاد شدند.
-اینهایی که شمردید داستان هخامنشاین و ساسانیان هر روز بیشتر از روز قبل زیر سؤال می رود. ما میبینیم و حداقل آنگونه نیست که فارسها میخواهند بوده باشد و آنگونه می نویسند و غیره ای هم که شمردید چند حکومت محلّی مثل آن بویه و آل مازیار و زندیه را شامل می شود. اگر توی و غیره ای که شمردید پهلویها و حتی تفاله های باقیمانده از آن دوران در نظام کنونی را هم مد نظر داشتید...
*نه ، ولی بهرحال آن روح بزرگمنش به تعبیری که شما میگویید هست.
- متأسفانه این در مورد فارس صدق نمیکند شما طریقه مبارزات بسیاری اقوام و ملل دیگر را نگاه کنید یا با خشونت شروع می شود و یا خیلی زود به خشونت کشیده می شود. حتی روسها با اینکه چند صد سال گذشته شان مداوماً در حال توسعه سرزمینی بوده اند الآن بعد از فروپاشی شوروی فقط احساس خود بزرگی بینی را با خود یدک میکشند. هیچ ملتی تا کنون جغرافیای به وسعت دهها میلیون کیلومتر مربع از کشور کره و کرانه های اقیانوس آرام تارود رن در خزانه را در ننوردیده است مگر ترکها و این موضوع به انحاء مختلف در روح و استخوان حتی دهاتی ترک در طول تاریخ کار کرده است. ترکها ساده اند راحتتر اعتماد میکنند، جنگویند، پشتکار دارند و... حتی برخی خصائل منفی هم ریشه در همین پیشینه دارند. اینها چیزهایی هستند که فارس بعنوان یک ملّت بمدت مدید تجربه نکرده است. بخدا میسپارمتان.
لوکس ترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا
مهندس سونیا تکمیل نژاد
هتل معروف، فوق مدرن و پنج ستاره "مردان" در ۲۳ می ۲۰۰۹ در ساحل کندو (Kundu) در آنتالیای ترکیه افتتاح شد.
این هتل که از مدرنترین هتلهای موجود در دنیا می باشد با هزینه ای بالغ بر ۱.٤ میلیارد دلار احداث شده است. هتل فوق مدرن مردان در محوطه ای به مساحت ۱۸۰ هزار متر مربع ساخته شده است. بنای هتل از استانبول الهام گرفته شده است. در هتل مردان یک استخر عظیم ۱٦ هزار متر مربعی موجود است.
این هتل دارای ۲۷۱ اتاق استاندارد، ٦۲ اتاق بسیار بزرگ، ۱٦ سوئیت سلطنتی با الهام گیری از کاخ دلماباغچه، ۳۸ حمام ترکی، ٤۱ اتاق دوبلکس، ۸۲ جونیور سوئیت، ٤ آپارتمان شاهنشاهی، دو سوئیت ٦۰۰ مترمربعی با حوضهای ویژه، ٤٤ سوئیت دارای باغچه، ۱٦ رستوران و ۳۲ بار می باشد. استخر هتل با الهام گیری از تنگه استانبول ساخته شده است و بنا نیز دارای موتیفهایی از قصر دلما باغچه می باشد.
هتل
مردان همانند استانبول دارای دو قطعه می باشد که یک حوض وسیع بین آنها
قرار دارد. در یک طرف حوض، بناها با الهام از مناطق اورتاکؤی و آرناووت
کوی در بخش اروپایی استانبول و در طرف دیگر نیز بناها با الهام از معماری
کلاسیک ترکی در بخش آسیایی، ساخته شده اند. در فاصله بین دو طرف نیز رفت و
آمد با قایقهای سلطنتی صورت می پذیرد.
هتل
مردان با سرمایه گذاری تلمان اسماعیل اف، شهروند آذربایجانی الأصل روسیه
ساخته شده است. ترکیه یکی از جذابترین کشورهای دنیا برای گردشگری است و
مسئولان کشور نیز زمینه های سرمایه گذاری بخش خصوصی در پروژه های توریستی
را فراهم کرده و امنیت سرمایه آنها را تضمین می کنند. ترکیه در سال گذشته
پذیرای ۲٦ میلیون توریست خارجی بوده است.
تصاویری از مکه مکرمه از دیروز تا امروز | ||||||||||||
|