معماری

منیم ال یازمالاریم

معماری

منیم ال یازمالاریم

پایتختهای ترک در طول تاریخ دولت ایتیل ولگا


دولت ایتیل ولگا که تا گذشته ای نزدیک اطلاعات کمی در رابطه با آن وجود داشته ولی تاسیس آن از سوی ترکها قطعیت یافته، یکی از اولین دولت های ترک مسلمان در جهان محسوب می گردد. اطلاعاتمان در مورد بلغارها به منابع بیزانس، روس و اسلام متکی میباشد. مهمترنی فردی که گفته است بلغارها، ترک تبار هستند، تاریخ نویس نام وامبری میباشد. نکته نظر مذکور وی با کاوش های باستانشناسی "فهر" و فعالیتهای شناختی و یا لینگوستیک "راسونی"، قطعیت یافته است.اطلاعات وسیع در رابطه با بلغارها را از یاد داشتهای سیاح نامی، ابن فضلان یاد می گیریم. اطلاعات ذیربط با بلغارها در بسیاری از کتب متعلق به قرن دهم نیز جای گرفته است. به عنوان مثال ابوالاسیر در تعریف از وقایع سالهای ۱۰٤۱ و ۱۰٤۲ از رفتن حجاج بلغاری به بغداد در خلال سفر به مکه برای زیارت کعبه معظمه بحث کرده است.

نام بلغار در پی یک حادثه تاریخی شکل گرفته است.

بعد از مرگ دنگیزیک پسر دوم آتیلا به سال ٤٦۹ در نبرد با بیزانس، برادرش ایرنک بر تخت سلطنت جلوس نمود. جوامع ترک تحت حاکمیت ایرنیک اروپای مرکزی را ترک گفته و بعد از پیوستن به طایفه اغور برادر اوغوزها در شمال منطقه دریای سیاه، نام بلغاررا به خود گرفتند.

دولت بلغار ایتیل ولگا از قرن دهم و در محل تلاقی رودخانه های ایتیل وکاما تاسیس یافت. مرزهای این دولت گرچه گاهگداری در نتیجه حملات تغییر می یافت، ولی باز هم در وسیع ترین دوران خود از کوههای اورال تا رودخانه اُکا و از درینا تا بعد از رودخانه های دون و سامارا امتداد داشت. دولت ایتیل ولگا ، دولتی مستقل بوده ، فقط اکثر اوقات به موجودیت خود به شکلی وابسته به خزرها ادامه می داد. دولت بلغار که تا سال ۱۲۳۷ استقلال خود را حفظ کرد، در این تاریخ در معرض جمله مغولها قرار گرفت. در این حمله، مغولها بناهای موجود در شهر بلغار پایتخت ایتیل ولگا را در مقیاس وسیعی تخریب نمودند. از این تاریخ به بعد بلغارها بعدا گرد هم آمده و بعد از الحاق به دولت آلتین اولدانری، تا اواسط قرن ۱٥ ام به موجودیت خود ادامه دادند.

بنا به اطلاعات ارائه شده از سوی تاریخ نویسان، بلغارها در مناطقی که زندگی می کردند، به یک جو فرهنگی و تمدن شکل دادند. این روستا درمورد بلغارها چنین می گوید: آنها با بسیاری از اقوام مبادلات تجاری دارند. روسها و دیگر قومها کالاهای خود را به آنها می فروشند. آنها صاحب محصولات کشاورزی و مزارع می باشند. گندم، جو و ارزن می کارند. اکثر بلغارها، مسلمان بوده و از این رو در محل سکونتشان مسجد و مدرسه وجود دارد. بلغارها مراکز مسکونی متعددی احداث کرده اند. مهمترین شهر آنها، پایتختشان یعنی بلغار میباشد. Suvar، biler، Göketar، erteç، Züye، Tokşun، kermençük و işbel از جمله شهرهایی است که بلغارهای ایتیل تاسیس کرده اند.

بلغار پایتخت دولت ایتیل ولگا، در ۱۱٥ کیلومتری جنوب شهر غازان قرارد اشته و با رودخانه ولگا شش و نیم کیلومتر فاصله دارد. حفریات باستانشناسی سالهای اخیر در رابطه با این شهر اطلاعات مهمی ارائه کرده است. در این شهرکه ٥۰ هزار نفر جمعیت داشت، تعداد زیادی کاروانسرا، تیمچه، حمام، مسجد و مقبره وجود داشت. این آثار نشان می دهد که بلغارها در عرصه معماری پیشرفت چشمگیری داشته اند.

یکی ازمهمترین آثارشهر بلغار ، مسجد خان میباشد. این مسجد در نیمه دوم قرن ۱۲ ام ساخته شده بود. صحن شمالی مسجد گنبد دار بوده و در کنارش یک مغازه ۲٤ متری وجود داشت. مسجد در قرن ۱٤ ام مرمت و بازسازی شده وتوانست تا سال ۱۸٤۱ سر پا بماند. نشانه های معماری قفقاز، آناطولی و بین النحرین در این اثر، به وضوح قابل مشاهده بوده است.

یکی دیگر از آثار مهم شهر بلغار، مقبره شرقی میباشد. این اثر در قرن ۱٤ ام ساخته شده و در قرن ۱۸ ام از سوی روسها به کلیسای سنت نیکولاس تبدیل شده است، گنبدهای سلجوقیان را تداعی میکرد. مکان داخلی این اثر مربعی شکل و گنبدش هشت ضلعی بود.

در شهر بلغار، قصرهای متعددی که از نظر معماری حائز اهمیت میباشند، ساخته شده است. یکی از این قصرها که قصر سفید نام دارد، با ویژگیهای معماری و تزئینات خود شناخته می شود. کف سالن بزرگ این قصر با سنگهای صیقلی پوشیده شده و دارای سیستم حرارت مرکزی می باشد.

در مورد قصر سیاه نیز که تصور می رود از سوی بلغارها به عنوان ساختمان دادگاه استفاده می گردید، روایت جالبی وجود دارد.

بنا به این روایت، خان بلغار به هنگام حمله دشمنان به شهر، با خانواده اش به این قصر پناه می آورد. در پی این امر دشمنان در اطراف قصر هیزم انبارکرده و آن را به آتش می کشند. از این رو جبهه بیرونی قصر سیاه شده واز آنروز به بعد نیز از آن به نام قصر سیاه یاد شده است.

شهر بلغار از نظر هنرهای دستی نیز مرکز مهمی محسوب می گردد. در شهر مذکور مشاهده کارگاههای آهنگری، مسگری و چرمسازی ، اشیا استخوانی و آتلیه های ساخت ظروف سفالی امکان پذیر میباشد.

در این شهر یک حمام به نام قزل پولات و چهار حمام معروف دیگر نیز وجود داشت. محله قدیمی روس، تپه بابی، منطقه مسکونی ارامنه، آقا بازار و منطقه مسکونی یونانیان از جمله مکانهای شناخته شده شهر بلغارمی باشند.

عزیزان شهر بلغار از نظر نشان دادن سطح توسعه و پیشرفت دولت ایتیل ولگا نیز حائز اهمیت میباشد.از حفریات باستانشناسی در این شهر، اثار متعددی چون زنجیرهای اهنی، چکش، کلید، قیچی های ویژه بریدن پشم گوسفند، دیگهای ریخته گری و آلات و ادوات مختلف دیگر به دست آمده است.

به همراه آثار معماری، آلات و ادوات مورد استفاده در استخراج معادن و علی الخصوص سلامها و تجهیزات زراعی به دست آمده از این شهر نشان می دهد که دولت ایتیل ولگا نسبت به دوره خود، از نظر رشد و توسعه در سطح بالایی قرار داشته است. تا گفتگو در برنامه هفته آینده شاد و سربلند باشید.


منبع:trt world farsi

مساجد و آثار معماری ترک در هندوستان

مساجد و آثار معماری ترک در هندوستان و انعکاسات معماری مدرن ترک در دنیای اسلام
بناهای تاریخی دوره اورنگ زیب و مسجد شاه فیصل در پاکستان


در این مقاله در خصوص آثار معماری ترک در هندوستان در دوره حکمرانی " اورنگ زیپ" و نیز انعکاسات معماری مدرن ترک در دنیای اسلام و زیباترین نمونه این معماری یعنی مسجد شاه فیصل در اسلام آباد پاکستان که پروژه آن بوسیله یک معمارترک بنام " ودات دالوکای" بین سالهای ۱۹٦٦ و ۱۹۸٦ به انجام رسید گفتگو خواهیم کرد.

دولت بابریان یکی از دولتهای ترک – اسلامیِ تاسیس شده در هندوستان میباشد. پایتخت بابریان که بین سالهای ۱٥۲٦ تا ۱۸٥۷ حکومت کردند، شهر آگره بود. " بهادر شاه دوم " آخرین حکمران این سلسله که از سوی بابر از نوادگان نسل پنجم تیمور تاسیس گردید، در سال ۱۸٥۷ بر تخت سلطنت نشست. اقدام بهادر شاه دوم برای خطبه خوانی و ضرب سکه بنام خود سبب واکنش تند انگلیسیان گردید. انگلیسیها پس از اشغال دهلی، مردم را قتل عام کرده و بدین ترتیب زمینه اضمحلال بابریان در هندوستان را فراهم نمودند.

به دنبال بیماری شاه جهان در سال ۱٦٥۲ و پیروزی "اورنگ زیب" در به دست گرفتن تاج و تخت امپراطوری بابر، وی خود را در سال ۱٦٥۸ در شهر آگره به عنوان سلطان اعلام نمود.

اورنگ زیب به دنبال دو مراسم جلوس بر تخت سلطنت که نخستین آن در باغ شالمار در حومه دهلی و دومی در قلعه سرخ در سال ۱٦٥۸ برگزار گردید در اولین اقدام مسجد اینجی را در قلعه شاه جهان اباد احداث کرد.

ساخت این مسجد که از سنگ مر مر سفید و در کنار بناهای ویژه سلطنتی آغاز شد ٥ سال به طول انجامید.

در ساخت این بنا حکاکیهای ظریف و مرمرین ویژه عصر شاه جهان و نیز نقوش زیبای اسلیمی و با انگیزه دینی مورد استفاده قرار گرفت.

مشابه این معماری که در راستای معماری سنتی امپراطوری بابر است مسجد بدخشی شهر لاهور پاکستان را می توان نام برد که آخرین نمونه این سبک معماری می باشد.

اورنگ زیب بیش از ابعاد سمبلیک معماری، به جنبه های کارکردی آن توجه نشان داد.

به این ترتیب قصرها برای دربرگیری یک حیطه وسیع و باغها نیز برای استراحت کسانی که از کار روزانه خسته شده بودند ساخته شد.

همچنین اورنگ زیب اقدام به ترک زندگی مجلل شاهی و لغو بسیاری از تشریفات درباری نمود.

" اورنگ زیب" با مرمت و بازسازی مساجد قدیمی و با اقدامات اساسی و زیربنایی شهری خود در زمینه ساخت راه ها و چشمه ها معروف شد.

مسجد " بادشاهی" که در دوره اورنگ زیب ساخته شد یکی از بزرگترین مساجد " بابری" است. مسجد " بادشاهی" بعنوان آخرین نمونه معماری " بابری" در سال ۱٦۷٤ ساخته شد.

" اورنگزیب" پس از فتح " دِکّان " در سال ۱٦۹۳ مرکز حکمرانی را از " شاه جهان آباد" به پایتخت جدیدالتاسیس خود " اورنگ آباد" انتقال داد.

پس از مرگ " اورنگ زیب" در سال ۱۷۰۷ ،قدرت و قلمرو امپراطوری " بابریان" بتدریج ضعیفتر و محدودتر شد. استیلای نادر شاه بر دهلی در سال ۱۷۳۹ و حملات متعدد به امپراطوری طی ٥۰ سال بعدی، سقوط آنرا تسریع نمود. والی های وابسته به مرکز، استقلال خود را اعلام نموده و کاخهای جدیدی برای حمایت از هنرمندان امپراطوری سابق بنا نهاد.

در ایالت " آیودهیا" والیان " بابری" پس از سال ۱۷٥٤ خودمختاری خود را بصورت بالفعل بدست آوردند. در این دوره، تکامل معماری موجود در فیض آبادو نیز "لاک نو" مرکز ایالت، منعکس کننده گذر معماری بابری به فرمهای معماری محلی است.

ضمن به پایان رساندن مبحث آثار معماری که در دوره امپراتوری بابریان ساخته شده بود، بار دیگر به تاج محل، یکی از آثار بی نظیری که توسط ترکها بنا شده، یعنی آرامگاه یادبود که شاه جهان برای همسر محبوب خود ممتاز محال ساخته بود، اشاره میکنیم.

تغییرات اجتماعی و سیاسی ریشه داری که در قرن نوزدهم در جهان ترک -اسلام به وقوع پیوست، منجر به گسسته شدن پیوند ما بین سنتهای هنری کهن و تمامی زمینه های هنری گردید. این امر علی الخصوص با عجین شدن هنر هنرمندان شرقی با فرهنگ و هنر اروپایی بیشتر تحت تاثیر قرار گرفت و بدین ترتیب هنرمندان جهان ترک- اسلام ، از سویی به سبک های اروپایی متمایل شده و از سویی دیگر با برداشتهای متفاوت و منحصر به فرد، سنتهای خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. ابتدا برخی از هنرمندان اروپایی که در ترکیه و دیگر کشورهای اسلامی فعالیت میکردند با تدریس در دانشگاهها و آکادمی های جدیدالتاسیس در این کشورها به آموزش قواعد معماری اروپایی می پرداختند.

استفاده ار اسلوبهای اروپایی در بسیاری از کشورهای اسلامی برای مدرنتر شدن، به صورت فرصتی شمرده می شد.

به عنوان مثال، اسماعیل پاشا، صدراعظم مصر، با نمونه برداری از طرحهای شهر پاریس که توسط "Eugene Haaussmann " طراحی شده بود، به معماری قاهره طرحهایی اروپایی داد.

با پخش معماری مساجد با اسلوب ترک به کشورهای مختلف که متشکل از یک گنبد در مرکز و مناره های باریک و بلند در اطراف بود و در نتیجه احساس اینکه، این طرح از سوی دنیای اسلام مورد قبول واقع شده است، در اوایل قرن نوزدهم، ساخت مساجد به سبک ترک، به صورت سمبلی بین المللی در آمد.

مسجد محمد علی پاشا در قاهره که ساخت آن بین سالهای ۱۸۲٤ تا ۱۸٤۸ انجام گرفت، ابتدا توسط معمار یوسف بوشناک با اسلوب مملوکیان طراحی شده بود ولی بعدها با استفاده ار طرح مسجد "yeni valide " در استانبول که سال ۱٥۹۹ ساخته شده بود، بنا گردید.

اسلوب و سبک معماری ترک، در این دوران، در سراسر جهان گسترش یافته بود. یکی از مهمترین نمونه های این معماری، در مسجد شاه فیصل واقع در اسلام آباد پاکستان به چشم می خورد. مسجد شاه فیصل، که پروژه آن از سوی "ودات دالو کای"، معمار ترک، طراحی شده و کار ساخت آن بین سالهای ۱۹٦٦ و ۱۹۸٦ به پایان رسیده است، یکی از زیباترین نمونه های معماری ترک در گذشته ای نه چندان دور می باشد.

مسجد شاه فیصل طوری طراحی شده است که در بخش اقامه نماز، ده هزار نفر و در بخشی که متصل به آن است، هشتاد هزار نفر می توانند به راحتی نماز بخوانند. در بنیه این مسجد، که نام آن از ملک فیصل ، پادشاه عربستان سعودی، که در سال ۱۹٦٦ قول تامین مالی پروژه را داده بود گرفته شده است، انستیتوی تحقیقات اسلامی و برخی بخش های دانشگاه بین المللی اسلام وجود دارد. قسمت های داخلی مسجد شاه فیصل نیز از سوی "MENGÜ ERTEL" ، هنرمند ترک و با چینی های مزین به هنر خطاطی طراحی شده است.

طراحی استادیوم در آستانا توسط مهندسان ترک

 

Tabanlioglu Architects
Astana Arena

Astana, Kazakhstan


 


Located on the highway connecting the airport to the city the Astana Stadium is principally designed as a venue for soccer but can be adapted for other sports events, including the country’s favorite sports – wrestling, judo and boxing.

Set within extensive landscaping the Stadium, with its spectacular elliptical form and retractable roof, has quickly become a landmark in the city.


The stadium was conceived as a large amphitheater the two-tiered structure accommodates 16,000 spectators on the lower terrace encircling the playing area, and a further 14,000 on the upper stand to the east and west. All spectators have a clear sight line with an unobstructed view of the field of play.


Each spectator’s platform has its separate stairways. Circulation around the stands link to a concourse that contains food kiosks, restaurants, and restrooms. Twenty-four portals surrounding the arena ensure that the crowd can disperse swiftly after an event.

When closed the sliding roof, an integral part of the structure, converts the stadium into a covered arena. Two deep steel trusses run in an east-west direction carrying the main roof structure and the weight of the sliding roof components. When activated the two giant roof panels glide toward each other to meet above the center of the bowl.

The polycarbonate roof panels ensure that natural light enters the Arena when the roof is closed and, besides admitting light, the membrane material resists deformation and has sound absorption.

The Arena floodlighting is mounted on the leading edge of the main roof beams thus preventing the need for corner pylons and ensuring minimal light spillage. Closing the roof reduces noise pollution to the surrounding area and simultaneously intensifies the competitive atmosphere within the Arena.

The main structure is in situ reinforced concrete while prefabricated concrete elements are used in the construction of the stands. Parts of the east and west elevations are faced in profiled aluminum cladding. The concrete structure provides an economical yet durable structure with good resistance against weather conditions.


Drawing courtesy Tabanlioglu Architects
Plan


Drawing courtesy Tabanlioglu Architects
Sections


Site Area: 232,485 square meters
Building area: 66,249 square meters
Landscape: 194,531 square meters

Completed: 2009

Client: Alke - Sembol
Architect: Tabanlioglu Architects
Melkan Gürsel & Murat Tabanlioglu
Project Team:
Murat Cengiz
Salih Yılgörür
Hakan Bagci
Süleyman Akkas
Nihal Senkaya Akkas
Mehmet Vaizoglu
Serhat Yavuz
Arzu Cetingöz
Ahmet Corapcioglu
Structural Engineer:
Buro Happold, London/Arce, Istanbul
Mechanical Engineer: Dinamik
Electrical Engineer: HB Teknik
Sports Consultant: Populous

Main Contractor: Alke - Sembol

source:http://www.arcspace.com

لوکس ترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا

لوکس ترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا


مهندس سونیا تکمیل نژاد

هتل معروف، فوق مدرن و پنج ستاره "مردان" در ۲۳ می ۲۰۰۹ در ساحل کندو (Kundu) در آنتالیای ترکیه افتتاح شد.

این هتل که از مدرنترین هتلهای موجود در دنیا می باشد با هزینه ای بالغ بر ۱.٤ میلیارد دلار احداث شده است. هتل فوق مدرن مردان در محوطه ای به مساحت ۱۸۰ هزار متر مربع ساخته شده است. بنای هتل از استانبول الهام گرفته شده است. در هتل مردان یک استخر عظیم ۱٦ هزار متر مربعی موجود است.

این هتل دارای ۲۷۱ اتاق استاندارد، ٦۲ اتاق بسیار بزرگ، ۱٦ سوئیت سلطنتی با الهام گیری از کاخ دلماباغچه، ۳۸ حمام ترکی، ٤۱ اتاق دوبلکس، ۸۲ جونیور سوئیت، ٤ آپارتمان شاهنشاهی، دو سوئیت ٦۰۰ مترمربعی با حوضهای ویژه، ٤٤ سوئیت دارای باغچه، ۱٦ رستوران و ۳۲ بار می باشد. استخر هتل با الهام گیری از تنگه استانبول ساخته شده است و بنا نیز دارای موتیفهایی از قصر دلما باغچه می باشد.

هتل مردان همانند استانبول دارای دو قطعه می باشد که یک حوض وسیع بین آنها قرار دارد. در یک طرف حوض، بناها با الهام از مناطق اورتاکؤی و آرناووت کوی در بخش اروپایی استانبول و در طرف دیگر نیز بناها با الهام از معماری کلاسیک ترکی در بخش آسیایی، ساخته شده اند. در فاصله بین دو طرف نیز رفت و آمد با قایقهای سلطنتی صورت می پذیرد.
هتل مردان با سرمایه گذاری تلمان اسماعیل اف، شهروند آذربایجانی الأصل روسیه ساخته شده است. ترکیه یکی از جذابترین کشورهای دنیا برای گردشگری است و مسئولان کشور نیز زمینه های سرمایه گذاری بخش خصوصی در پروژه های توریستی را فراهم کرده و امنیت سرمایه آنها را تضمین می کنند. ترکیه در سال گذشته پذیرای ۲٦ میلیون توریست خارجی بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موزه یهود برلین- شاعری بعد از آشویتس

موزه یهود برلین- شاعری بعد از آشویتس 


دیوارهای سیاه و نا آشنا، فضاهایی که به بن بست می رسند.تاریکی هراس آور و نورکوچکی که با زاویه ای شکسته از گوشه ای به درون می تابد….

شاید هنگامی که آدورنو به تلخی گفت دیگر پس از آشویتس شاعری ممکن نیست نیندیشید که می توان با ورز دادن فضا خود آشویتس را مبدل به شعری سیاه کرد که تاریخ را روایت می کند و در عین حال در روایت تک بعدی آن محدود نمی شود. شعری برای نشان دادن فاجعه در پس چهره مدرنیته. شعری برای روایت تازه از تاریخ.

لیبسکیند در طراحی این موزه 3 مسیر در نظر گرفته.این مسیرها از 3 مفهوم ویرانی، سرگردانی و وجود سر چشمه می گیرند که در زندگی یهودیان آلمان همواره موجود بود. مسیر اول و دوم هیچ کدام به فضاهای نمایشگاهی نمی رسند و مسیر سوم یا همان “وجود” به گالری ها می رسد.

مسیر ویرانی به برج هولوکاست منتهی می شود که از دیگر اجزای ساختمان جداست. کف این قسمت پر است از صورتک های چدنی که بازدید کنندگان باید از رویشان عبور کنند و با پا گذاشتن روی آنها صدایی شبیه جیغ انسان شنیده می شود. خطوط روی بنا هم نشأت گرفته از نقشه شهر برلین و نشان دهنده محله های یهودی نشین و خیابان هایی است که در آنها اتفاق یا حادثه ای مهم و تاریخی مرتبط با یهودیان روی داده است.

1rf8eo.jpg219318330_83aa078460.jpg

مسیر سرگردانی از فضاهایی تشکیل شده که پنجره هایی به روبرو دارند. این مسیر ها و پنجره ها به چیز خاصی نمی رسند و هدف آنها القای مفهوم سرگردانی به بازدیدکنندگان است.

یکی از ورودی ها از داخل ساختمان کنار موزه است. این بنا در تضاد با ساختار در هم ریخته موزه قرار می گیرد.

بنای موزه بر امتداد خط شکسته‌ای شکل گرفته است که بیان سرگذشت یهودیان در طول تاریخ است.

می توان در هم ریختن ستاره داوود را در فرم کلی این موزه دید و خوانش های متفاوتی از آن داشت. بحث های گسترده تر درباره این خوانش ها را در اینجا بخوانید.

شاید اشاره به باغ معلق کنار موزه هم خالی از لطف نباشد. نشانه ای که من هنوز نتوانستم برای آن معنایی بیابم! جز اینکه مکعبی از محور خود خارج شده و به صورت ناپایدار قرار گرفته. (باز هم ساختار شکنی)

در بسیاری از صحنه ها، به یاد کسی می افتادم که شاید تجسم انسانی حس من از این فضا بود. “والتر بنیامین”. بابک احمدی در کتاب خاطرات ظلمت درباره بنیامین می نویسد: « بنیامین می خواست دریابد که تجربه درک ویرانی کدام است. آیا این ادراک به گونه ای چاره ناپذیر بازسازی خیالی ویرانه است؟ آیا همواره باید چنین فرض شود که چیزی وجود داشته و این ویرانه «بیانگر» آن چیز است و بعد سؤال شود که این بیانگری تا چه حد ممکن است؟ آیا راهی برای بازسازی ذهنی ویرانه وجود دارد؟ مصداق بنای خیالی ای که ساخته ایم کدام است؟ پرسش بنیامین همان مسأله ی قدیمی و پا برجای هرمنوتیک است: فهم گذشته ای که از میان رفته، ویران شده ، و دیگر جز تلی انباشته از تاویل های بعدی نیست، تا چه حد ممکن است؟

به خاطر ساختار هزارتویی نوشته های بنیامین که همواره سر نخ معنا در آنها گم می شود، می گوییم که او نیز از نخستین منادیان گسست و ویرانی بود.

انکار تداوم، و دل سپردن به جذابیت گسست ها و نامتداوم ها امروزی ترین جنبه ی آثار بنیامین است، و علت توجه و علاقه ای که شالوده شکنان به نوشته های او نشان می دهند…..»

علاوه بر اندیشه های بنیامین، زندگی و مرگ او نیز برایم تصویر شد. زندگی سرشار از شکست، فقر و پر از بدبیاری های شخصی. عشق های کوتاه و نافرجام، تنهایی ، مهاجرت اجباری ، آوارگیهای بی پایان و سر انجام خودکشی غم انگیز تنها بر اثر یک اشتباه!

« همچون کسی که در کشتی شکسته ای، از تیرکی در حال سقوط آویزان شده باشد. شاید، اما او از آنجا نشانه ای به رهایی را بازیابد». از نامه بنیامین به گرشوم شولم / 17 آوریل 1931

ساختار های در هم ریخته، گوشه های شکسته ستاره داوود( که در حالت پایدار باید نماد امتزاج همه عناصر و جمع اضداد یا متحد شدن مکمل ها باشر)، کدامیک را می توان نشانه آتش و یا آب در نظر گرفت؟

در این موزه شکستن معنای نشانه ها و رسیدن به بی معنایی و در عین حال خلق معناهایی جدید و چند گانه را می بینیم. معنایی که یکی را به یاد والتر بنیامین و دیگری را به یاد آدورنو ، مرا به یاد آیشمن و استادم را به یاد کتاب “مرگ کسب و کار من است” بیندازد.

پایان سخن اینکه بسیار درباره ساختار و ضد ساختار دانسته ایم و خوانده ایم. و بسیاری اوقات ساختار را به ضد ساختار و معنا را به بی معنایی ترجیه داده ایم.(یا حداقل اینگونه یادمان دادند. وادارمان کردند اینگونه عمل کنیم) اما اگر یکجا و تنها یکجا برای برتری گسست و ویرانی بر ساختار وجود داشته باشد همین موزه است. چرا که نفس ایجاد آن برای فراموش نشدن بلایی است که زندگی مدرن و ساختارماشینی آن بر سر انسان آورد.